خرید بک لینک

جاهاي خالي هيچوخ پر نميشوند.

دلم يك اتفاق قشنگ ميخاهد ،دلم باران ميخاهد با يك دسته رز لب ماتيكي.. دلم صداي ايفون خانه را ميخاهد با تصوير چشمان او ،دلم نگاه دلبرانه ي او را ميخاهد و حرف هاي در گوشي ش.. دلم شرم نگاه م را ميخاهد وختي نگاهش قفل ميشود به همه ي زنانگي من ،دلم گودي بازوان مردانه ي او را ميخاهد دلم صدايش ،صدايش ،صدايش ،آخ صدايش را....

دلم اقاي ....را ميخاهد

برچسب: نویسنده: ساحل پورحسین تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 17:06

دور ،مي ،فا. همه ي ادم ها از كودكي ك ميخاهند به مراحل رشد تو زندگي شان برسند آهسته ،آهسته تمام مراحل را طي ميكنند ،از نوجواني، جواني تا..... پيري..! تو هر مرحله از زندگي شان هيجان ،خاطره هاي تلخ و شيرين و پر از لحظه هاي خوب ،بد است.تجربه و اندوخته هاي دارند ك همه ي انها را زنده گي كردند ،پر از يادش بخيرها و پر از عشق هايي بي ثمر و پر ثمر هستند،همه ي اين ادم ها اشك و لبخند هاي تلخ و شيرين داشتند ،گذر زمان بر روي صورت و دست هايي اين ادم ها مشهود است.. دست هايشان نشانه هاي زيادي دارند ،گرما و سرمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل پورحسین تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 17:06

خاب هايم بوي تو را ميدهند. حرف هايي زيادي دارم براي نوشتن توي صفحه مجازي م ،اينجا را خيلي دوس دارم ،بوي تو را ميدهد ،اينجا واژه هايي زيادي كنار هم نشستند تا شده اند شعر ،شعر براي تو.. راستي نگفته بودم از وختي رفتي حواس پرتي گرفتم،يادم ميرود ك شب ها قبل خاب تورا بوسيده ام يا...!? صب ك ميشود مي گويم حتمن بوسه ام به او نرسيده است ك به خاب م نيامده تا ان را پس بدهد.. اخه يادته ،عادت داشتي همه چيز را پس بدهي.. حتا تمام عاشقانه هاي را ك شبها برايت دلبري ميكردم به صب نرسيده پس ميدادي.. يادته? حتمن ياادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل پورحسین تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 17:06

تمام عاشقانه هایم را ک دوره میکنم باز هم به او میرسم...

او...اغاز و پایان تمام فصل های عاشقی ام است...

هوایش تمام کلمات ام را ابستن ب غزلی کرده است ک پا به ماه است تا بسراید او را....

برچسب: نویسنده: ساحل پورحسین تاريخ: جمعه 7 تير 1398 ساعت: 0:20

صدایش میزنم و منتظر جانم اش میمانم..

..ساعت ها میگذرد و هیچی نمیشنوم ..

می گویم نشنیدی؟؟؟|!

برمیگردد فقد چشمانش را بهم میزند..سرم را تکان میدهم ک...

با ان صدای دورگه اش که از ته گلویش بیرون میاید .

می گوید تو نامردی ..میخاهی جذب م کنی و وسط راه رهایم کنی..

سر را میندازم پایین ..

و اشکهای ک داغی شان سینه ام را میسوزاند.

برچسب: نویسنده: ساحل پورحسین تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:43

روزها ک میگذرند من حریص تر میشوم .حریص تو .صدای ت .اغوش ت.نام ت..

وختی در دل نیمه شب های پرتنهایی م صدایت میزنم و ..وختی بر میگردی و میگی چی شده عزیزم..وختی ک اغوش ت را ب روی م باز میکنی ..وختی تنگ در اغوشم میگیری..وختی سرم را میچسبانی به سینه ات و اجازه میدهی اشکهایم بریزن روی سینه مردانه و وسیع ت..انجاست ک فقد حس حوری را دارم ک خدا را تنگ در اغوش گرفته..

+همان جغرافیایی کوچک بین بازوان مردانه ات بهشت من است..

+اینستا

+از صدایم عکس انداخته ام..بهرنگ قاسمی

برچسب: نویسنده: ساحل پورحسین تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:43

چیزی م نیست ..

فقد خودم را از دست داده ام ..

امشب.

برچسب: نویسنده: ساحل پورحسین تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:43

چقدر خوبه یه شونه داشته باشی که بتونی راحت سرتو روش بذاری و اشک بریزی..

چقدر خوبه یه اغوش بی منت و بدون هیچ سوال و جوابی...

+اشک در چشمانم همشیگی شده...

برچسب: نویسنده: ساحل پورحسین تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:43

دیگه هیچ امیدی نیست..انگار همه ی دعاهام به در بسته خوردن..انگار خدا رفته سفر ..در و پنجره ای خانه اش رو بسته و چراغ هایش خاموشن.. روح م ازادی از این زندان تن را میخاهد و تنم تاریکی گور را.. قلب شکسته ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل پورحسین تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:43

به دریا خیره میشوم .اشک میریزم ..اشک میریزم.. روی ماسه ها دراز میکشم .دستمو تا میکنم زیر سرم به اسمان نگاه میکنم .چقدر نزدیک است انگار قرار است هر لحظه روی سرم اوار شود ..دستامو بلند میکنم ..میخاهم اسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل پورحسین تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:43

دنبال عشق می گردم پیدایش نمیکنم..از اخرین باری که مرا در اغوش ت گرفتی و حرف هایی را ک مخصوص من هستن در گوش م گفتی ..دقیقا ده روز می گذرد ..و من درست هر لحظه این ده روز را به حرف هایت فکر کردم ..از کلمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل پورحسین تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:43

دلم يك اتفاق قشنگ ميخاهد ،دلم باران ميخاهد با يك دسته رز لب ماتيكي.. دلم صداي ايفون خانه را ميخاهد با تصوير چشمان او ،دلم نگاه دلبرانه ي او را ميخاهد و حرف هاي در گوشي ش.. دلم شرم نگاه م را ميخاهد وختي نگاهش قفل ميشود به همه ي زنانگي من ،دلم گودي بازوان مردانه ي او را ميخاهد دلم صدايش ،صدايش ،صدايش ،آخ صدايش را....

دلم اقاي ....را ميخاهد

برچسب: نویسنده: ساحل پورحسین تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:43

همه ي ادم ها از كودكي ك ميخاهند به مراحل رشد تو زندگي شان برسند آهسته ،آهسته تمام مراحل را طي ميكنند ،از نوجواني، جواني تا..... پيري..! تو هر مرحله از زندگي شان هيجان ،خاطره هاي تلخ و شيرين و پر از لحادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل پورحسین تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:43

حرف هايي زيادي دارم براي نوشتن توي صفحه مجازي م ،اينجا را خيلي دوس دارم ،بوي تو را ميدهد ،اينجا واژه هايي زيادي كنار هم نشستند تا شده اند شعر ،شعر براي تو.. راستي نگفته بودم از وختي رفتي حواس پرتي گرفادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ساحل پورحسین تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:43

دارم خفه میشم از بی نفسی..

نفس کم اورده ام...

میفهمی وبلاگ خسته ی من..!

برچسب: نویسنده: ساحل پورحسین تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 1:51

صفحه بندی